۱۳۹۲/۱۱/۱۶ ه‍.ش.

بآبانها و آذرها

    Sənə də qalmaz
    بچه که بودم خیلی میرفتیم رشت. تو جاده بابام ازین آهنگها میذاشت. اون موقع تو اون سنی بودم که فکر میکردم زشته احساساتی بشم. از همون اولش که این آهنگ شروع میشد در عین خودداری مشوش میشدم. وقتی از کف زمین و کم‌کیفیت میخوند «کنلوم سنین اسیرین» میدونستم اینجوری نمیمونه، همیشه قرار نیست یکی رو خاک باشه و من هیچی. من از همیشه ترس از آینده داشتم. مطمئن بودم یه روزی میاد که منم خورده باشم زمین و اونجا باشم که یک روزی خیلی سال پیش یکی اینجوری از کف زمین چیزی خوند.
    نهایتن هم اونجوری‌ نموند.

۱۳۹۲/۸/۱۲ ه‍.ش.

چل

یه روز سرد پاییزی تو اتوبوس نشسته بودم. این آهنگه رو گذاشته بود. من از خیلی پیش ازین هرچی گوش کردم یادتون کردم، فکر کردم از کجاش براتون بگم. آدمیزاد مگه بجز عشق بچی زنده‌ست.
اینم مث قبلیا.

۱۳۹۲/۶/۱۰ ه‍.ش.

سی و نه

    نمیگم آفتاب و مهتاب بهترین آهنگ شهره‌ست؛ ولی تصور میکنم شهره تمام جوهر شهرگی‌ش رو ریخت تو این آهنگ، همونطور که برسون تمامش رو تو خاطرات کشیش روستا. بزعم حقیر شهره‌ای ترین آهنگ شهره همین آهنگ حاضره.
    شهره تو این آهنگ یه سری حرف عاشقانه و غمگین میزنه و از معشوقش میخواد که برگرده؛ ولی در نهایت واقعن مهم نیست چی داره میگه یا حتا به چه زبونی داره میخونه. تا وقتی صداش این زنگ جوونی رو داره هر هجایی به هر زبانی از اون دهن دربیاد بنظر عاشقانه و غم‌انگیز و ازدست‌رفتنی میاد.

۱۳۹۲/۵/۱ ه‍.ش.

غم

    یک حزن توصیف‌ناپذیری تو آهنگ ماه عسل کورسه. این کیفیت توصیف‌نشدنی حزن‌آلود نمی‌تونه ناشی از ریتم و ملودی‌ش باشه. یک بار آهنگ رو کامل گوش کردم و سعی کردم بدون صدای خواننده تصورش کنم. چندان چیز غم‌انگیزی توی ریتمش ندیدم. یعنی اگه با غمی توی دلت می‌رفتی سمتش دلت می‌گرفت؛ ولی در حالت عادی نمی‌تونست غمگینت کنه.
    ترانه‌ی ماه عسل یک ترانه‌ی معمولیه. همونطور که از اسمش برمیاد درونمایه‌ش ماه عسله. مثل خیلی آهنگ‌های دیگر این ژانر از شبی که توشیم حرف می‌زنه و به توصیف اون می‌پردازه. بعد خبر از سفر ماه عسل فردا می‌ده و جمله‌ی سست «ماه منی، ماه عسل» رو به زبون میاره. کمی از معشوقش تعریف می‌کنه و سپس بهش در قسمت طلایی آهنگ وعده می‌ده که «تو رو به اوج آسمون رو بال ابرا می‌برم/ بیا تو دستامو بگیر تا تو رو اونجا ببرم/ فردا همه کبوترا همسفرای راهمون/ فانوس راه عشقمون ستاره‌های راهمون» و ادامه‌ی ماجرا.
    من فکر می‌کنم در این وعده‌های کورس به تنهایی چیز وحشتناکی وجود نداره، حتا فکر می‌کنم «فردا همه کبوترا همسفرای راهمون» هم به نظر اکثر مردم چیز غم‌انگیزی نیاد. من فکر می‌کنم این لحن کورسه که آتیش به جون آدم می‌زنه.
    معلوم نیست این حجم غم و غربت چطور به این آهنگی که قرار بوده شاد و احتمالن مناسب عروسی باشه راه یافته. اونجا که وعده می‌ده آواز و لحنش یه جوریه که به طور ضمنی اندیشه‌ی ناپایداری دنیا و بی‌ارزشی‌ش رو به آدم القا می‌کنه و به زعم حقیر تا کنون اندیشه ازین غم‌انگیزتر از ذهن انسان غمگین نگذشته.
    همه این روده‌درازی‌ که کردم سعیم در توجیه غم این آهنگ بود؛ وگرنه هنوز غمش برای خودم هم حل‌نشده‌ست.
    قطعن اگه اندی این آهنگ رو می‌خوند من هر دفعه که گوشش می‌دادم بغض نمی‌کردم. شمام بند دلتون پاره می‌شه؟ من حتا چشمم آب نمی‌خوره فردا برن ماه عسل.

۱۳۹۱/۸/۲۷ ه‍.ش.

عشق تو یک شروع بی‌نظیره/ برای قصه‌های عارفانه


سی‌وشش

    مقصد
    مقصد آهنگی‌ست از شهره که همون ریتم کلاسیک آهنگ‌های اون دوره رو داره و مثل خیلی از آهنگ‌های اون دوره یک ترانه‌ی ساده‌ی راحت داره که یهو وسطش یکی دو تا جمله‌ی شاخ می‌بینی.
    من همه آهنگو به خاطر شیرینی اونجاش گوش می‌دم که «من می‌خوام با یک رباعی سینه‌ریز برات بسازم/ با غزل‌های چون الماس دو تا گوشواره بسازم/ دو تا گوشواره بسازم.»
    سهیم شید!
    +مناسب برای گوش دادن در ماشین، سرتکون دادنی و حتا کمی رقصی

۱۳۹۱/۶/۳۱ ه‍.ش.

Keep Calm And Listen To Hayde

    مهمونی بهار
    قبل از کثافت‌کاری و باحال‌بازی این آهنگ رو پلی کنید و ببینید که زندگی ارزششو نداره.

۱۳۹۱/۶/۴ ه‍.ش.

    حیفه
    به صاحب‌ناله‌های این همه روز