‏نمایش پست‌ها با برچسب معین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب معین. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۱۰/۱۷

پونزده

  صدای عشق

  دیدم حالا که بابِ معین واشُده حیفه که صدایِ عشق رو رو نکنم.
  قبل ازینکه معین شروع کنه به خوندن، حدود یک و نیم دقیقه آهنگه. که این آهنگ خودش دو قسمته. قسمتِ اوّلش که یک جور مقدّمه حساب می‌شه برای قسمت دوّم خیلی بامزّه‌س. یک جوری‌یه. خیلی حسّ احتیاط رو در من تداعی می‌کنه. انگار یک نفر دامنشو گرفته بالا که داره راه می‌ره تو آب خیس نشه. بعدشم قسمتِ دوّمه که چیز خاصّی نداره. یک قسمت اوج می‌گیره و بعد می‌افته رو صدای معین. خیلی مِلو شوروع می‌کنه خوندن. ریتمِ قابل قبولی داره و یک‌سری چیزای عاشقانه داره می‌گه. تا می‌رسه به یه جا که خیلی قشنگ به یارو می‌گه که «با تو پرشور و نشاطم/ تو هیاهوی نگاتم» و ادامه ی ماجرا. بعدشم اوج می‌گیره و روالِ عادّی همه آهنگ‌هارو طی می‌کنه. همین. بعدشم یه جایی تموم می‌شه و سکوت.
  و دیگراینکه این /ش/های معین اونقدر که حرفش هست اعصاب من رو تحریک نمی‌کنه حقیقتش.

۱۳۸۹/۱۰/۵

هم قطار خاطره

  عشق موندگار
  آهنگ‌های معین به طور کلی به نظر من به سه دسته تقسیم میشن: «چسناله تخمی، خز و خیل آماتور، آهنگ خوب»
  عشق موندگار جزو چندین آهنگ خوب معینه که می‌شه باهاش از موسیقی تو روزای روتین زندگی لذّت برد. تنظیم و ریتم خوبی داره و حال و هوا رو شیش‌هشتم میکنه. الحق باید گفت که صدای معین حجم خوبی داره برا هر گوشه و کناری از ترانه. و تو این مورد بخصوص شادیِ ترانه رو به خوبی می‌رسونه. درآمد و اوج و فرودا رو خوب ادا میکنه. به واقع از ته دلش می‌خونه.
  «روی رقص شاپرک، زیر بارون چشات» و «یه ترانه وسوسه، رنگ سرخ غروبا» قشنگ ترین جاهاشن.
  البته شاد بودن نبودن هرآهنگی بستگی به مود طرف داره. ولی این آهنگ در هر شرایطی مثل یه لیس بستنی زیر برف می‌چسبه به آدم.