۱۳۸۹/۱۲/۵

نوزده

 برگرد بیا دوباره

  اینجا نوشتن از خواننده‌ای که خیلی دوسش داری واقعن سخته. فقط این رو بگم که به نظرم ته ته صدای گوگوش همیشه یه غم دوست داشتنی هست که دل چسبه. کنترلشم رو حجم صداش عالیه. دقیقن همون مقدار صوتی که لازمه‌ی خوندن هر نته رو از گلوش خارج می‌کنه. و این نکته که به نظرم گوگوش خواننده‌ی تنهاییاست. باید تو تنهایی گوشش کرد فقط. درباره این آهنگ هم باید بگم که به نظرم همه‌چی‌تمومه. ریتم و تنظیمش که کاملن معقوله و اوج و فروداش قشنگ چفت شده. ترانه و دایره لغات استفاده شده توش هم می‌تونم بگم که محشره. «نگاه من تو آسمون چشمات، دست مي ذاره تو دست هر ستاره» یا «کنیزک سیاه چشمون من، زمینو جارو می کنه با مژگون». ترکیبای قشنگ و دل نشینیه که گوگوش درست اداشون میکنه. در آخرم این و بگم که یادتون نره بعد از دانلود کردن این آهنگ -اونم به سختی، به دلیل فیلترینگ-، صدای اسپیکر و زیاد کنید و لذت ببرید...

۱۳۸۹/۱۲/۴

هجده

  سوگلی
  راست و حسینی بگم: در رابطه با این آهنگ هیجان‌زده‌تر از این حرفام که بخوام چیزی در موردش بنویسم. نمی‌تونم.
  فقط همین که این «الهی که قربونت بشم/ فدای اون جونت بشم» سال‌هاست تو گوشمه. یک جایی از زندگی‌مه. یک تکّه‌ای از منه. با کمتر آهنگی انقدر نزدیکی داشته‌م که با این.

۱۳۸۹/۱۱/۲۰

هفده

  کبوتر بهشتی

  این آهنگ رو من توی تاکسی زیاد شنیده بوده‌م، با صدای یک مرد؛ و خیلی مونده بود توی ذهنم. نمی‌دونم اون مرد کی بود. شاید غلامحسین اشرفی، شاید اصفهانی، یا یکی دیگه. این آهنگ رو عامیانه دونستم به خاطر بسامد پخشش از رادیو و طیف آدم‌هایی که می‌پسندندش.
  اینی که اینجا گذاشتم رو یک زن خونده: پروا. سوزش بیشتره. و من گمونم بیشتر دوستش دارم از اون ورژنی که یک مرد خونده بودش.
  خوندنش اینجوری شروع می‌شه که: «تویی تو شمع سرای من/ تویی تو عشق‌آشنایِ من» که به عنوان شروعِ خوندن شروع بسیار خوبی‌یه و آدم رو ترغیب می‌کنه به گوش دادنش.
  من وقتی بیرونم و حال عادّی دارم و می‌خوام آهنگ گوش بدم و هندزفیری تو گوشمه، اصلم رو روی این می‌گذارم که همه‌ی آهنگ‌هارو نباید گوش داد و باید زد بعدی‌ش، مگر اینکه به محض شنیدن اوّلش یاد یک قسمتی‌ش بیفتی -که حالا اوجشه یا برگردانشه یا هرجاش- که ارزش شنیدن رو داره و مُجاب می‌کندت که اون آهنگ رو گوش بدی، نزنی بعدی‌ش.
  برای من این قسمت کبوتر بهشتی جایی‌ست که می‌گه: «ز وفا قصه‌ها شنیده بودم/ ولی بی‌وفا ندیده بودم»
  گوش بدیدش و باهاش بخونید، زیر لب.

  پی‌نوشت: دلیل این تاخیرم در آپ کردن وبلاگ فیلتر شدن فرشرد بود که خیلی اذیتم کرد. کاری هم نمی‌تونم بکنم واقن. جای دیگه‌ی خوبی هم نمی‌شناسم که آهنگ‌هارو روش آپ کنم، آرشیو هم به هم می‌ریزه. امید است که آدما جهد کنند و آهنگ‌ها رو یک‌جوری دانلود کنند. متشکرم.
 

۱۳۸۹/۱۰/۲۱

بین ما یه عالمه، راه درازه

  حالا خیلی دیره
  یه شیش‌هشتم شاد و قوی و بدون نوسان از حسن شماعی‌زاده‌ی استاد با ترانه‌ی مثل همیشه خوب اردلان سرفراز و صدای گرم عارف که نوستالژی عروسی‌های دهه هفتادیه. نوید این رو می‌ده که همه‌چی خوب و خوش خرّم می‌شه. ولی برا من همیشه یه غمی ته ته‌ش هست. شاید به خاطر ترانه‌شه، یا به خاطر خاطراتش... راستش هرچی فکر می‌کنم نمی‌فهمم چرا شماعی‌زاده این و شیش‌هشتم ساخته. تو ریتمای پایین‌تر به نظرم قشنگ‌تر می‌شد. و این نکته که کاش کس دیگه‌ای هم این ترانه‌ی قشنگ رو می‌خوند، مثلن حیفه که آدم «من بهار و توی قصه‌ها شنیدم/ تا حالا صدتا خزون سرد و دیدم» رو با صدای ابی نشنوه و بمیره.
  به «ولی» گفتنای عارف وقتی می‌گه «من دوسِت دارم ولی بهت نمی‌گم» و «ولی من به آخر جاده رسیدم» دقت کنید. خیلی حرف داره.

۱۳۸۹/۱۰/۱۷

پونزده

  صدای عشق

  دیدم حالا که بابِ معین واشُده حیفه که صدایِ عشق رو رو نکنم.
  قبل ازینکه معین شروع کنه به خوندن، حدود یک و نیم دقیقه آهنگه. که این آهنگ خودش دو قسمته. قسمتِ اوّلش که یک جور مقدّمه حساب می‌شه برای قسمت دوّم خیلی بامزّه‌س. یک جوری‌یه. خیلی حسّ احتیاط رو در من تداعی می‌کنه. انگار یک نفر دامنشو گرفته بالا که داره راه می‌ره تو آب خیس نشه. بعدشم قسمتِ دوّمه که چیز خاصّی نداره. یک قسمت اوج می‌گیره و بعد می‌افته رو صدای معین. خیلی مِلو شوروع می‌کنه خوندن. ریتمِ قابل قبولی داره و یک‌سری چیزای عاشقانه داره می‌گه. تا می‌رسه به یه جا که خیلی قشنگ به یارو می‌گه که «با تو پرشور و نشاطم/ تو هیاهوی نگاتم» و ادامه ی ماجرا. بعدشم اوج می‌گیره و روالِ عادّی همه آهنگ‌هارو طی می‌کنه. همین. بعدشم یه جایی تموم می‌شه و سکوت.
  و دیگراینکه این /ش/های معین اونقدر که حرفش هست اعصاب من رو تحریک نمی‌کنه حقیقتش.

۱۳۸۹/۱۰/۱۱

گلم چشاش و بسته، تو گلدونش نشسته

  السون و ولسون
  یه آهنگ متفاوت نوستالژیک، برا پرت شدن ازین روزا تو دل یه آدم برفی دماغ‌هویجی؛ یا گرمای پشت شیشه‌ی بخار گرفته‌ی اتاق و گزگز نوک انگشتات از سرما وقتی داری کتابی می‌خونی و فنجون چایی‌ دارچین‌ت کنار دستته. حمید جبلی تو آلبوم سبزه ریزه میزه کارای خوب برا آدم‌بزرگا و بچه‌ها خونده. این کارشم تو بیات اصفهان مثل بقیه بدجوری شیرینه. با چشم بسته گوش بدید.
  - تقدیم به صبا -

۱۳۸۹/۱۰/۵

هم قطار خاطره

  عشق موندگار
  آهنگ‌های معین به طور کلی به نظر من به سه دسته تقسیم میشن: «چسناله تخمی، خز و خیل آماتور، آهنگ خوب»
  عشق موندگار جزو چندین آهنگ خوب معینه که می‌شه باهاش از موسیقی تو روزای روتین زندگی لذّت برد. تنظیم و ریتم خوبی داره و حال و هوا رو شیش‌هشتم میکنه. الحق باید گفت که صدای معین حجم خوبی داره برا هر گوشه و کناری از ترانه. و تو این مورد بخصوص شادیِ ترانه رو به خوبی می‌رسونه. درآمد و اوج و فرودا رو خوب ادا میکنه. به واقع از ته دلش می‌خونه.
  «روی رقص شاپرک، زیر بارون چشات» و «یه ترانه وسوسه، رنگ سرخ غروبا» قشنگ ترین جاهاشن.
  البته شاد بودن نبودن هرآهنگی بستگی به مود طرف داره. ولی این آهنگ در هر شرایطی مثل یه لیس بستنی زیر برف می‌چسبه به آدم.

۱۳۸۹/۱۰/۱

  اسیر دام تو

 
  دلیلِ اینکه آهنگی از دلکشِ سنگین‌رنگین و جدّی رو در سرودهایِ خوشِ عامیانه جای دادم ریتمِ این آهنگه، و یک‌جاهایی ادایِ ترانه‌ش.
  من این آهنگ رو اوّل ورژنِ مرضیه‌ش رو شنیده بودم. نمی‌دونم چی شد که خواستم این که دلکش خونده رو بگذارم. شاید هم ورژن مرضیه‌ش دم دست نبوده. امّا پیِ اون رو هم بگیرین خوبه.
  یک نکته‌ای که من همیشه همه‌جا گاه و بی‌گاه عنوان کرده‌م اینه که دلکش به طور کلّی صدا و لحن خوندنش جوری‌ست که باید چاهارگاه بخونه. فقط چاهارگاه. حالا متاسّفانه ایشون خیلی خودشون رو درگیر این‌قبیل مسائل نکردند. این نکته‌ای بود که من باز هم عنوان کردم، گیرم جایی هم نبود براش. حاشیه‌ای بود بر اسمِ دلکش در من.
  امّا دربابِ این آهنگ، حرف خاصّی در مورد خودش نمی‌آد که بزنم. فقط همین که قسمتِ مورد علاقه ی خودم جایی‌ست که می‌گه: «آزارم کن/ چو چشم خود بیمارم کن» و افتادنش روی «من ز جفایت دلشادم/ از غم عشقت خرسندم» و بازگشتش روی «از همه عالم بگسستم/ تا که به مهرت پابندم»
  گوشش بدید و پذیراش باشید. جوابتونو می‌ده.